پایان نامه ارشد

پژ.هش علمی :بررسی انواع برنامه ریزی طرح های جامع شهری- قسمت 10

‏ با اینکه وجوب برنامه ریزی بویژه برنامه ریزی های فضایی برای بسامان نمودن شرایط محیطی ‏با هدف بهره گیری بهینه از منابع موجود و به حداکثر رساندن بهره برداری از آن منطقی و ‏کاملآ قابل قبول بنظر میرسد، ولی خود برنامه ریزی دچار نوعی تناقض بنظر میرسد، زیرا ‏موظف به پیش بینی عواملی است که ماهیتی پیش بینی ناپدیر دارند در حالی که شهر، خود، ‏پدیده ای بسیار پیچیده و بقول برخی از صاحب نظران، شناخت ناپدیر است. ولی آیا می ‏توانیم با توسل به اینگونه بهانه ها خود را بی نیاز از برنامه ریزی طرح های شهری و فرا شهری بدانیم؛
گذشت زمان نشان داده که فضاهای شهری امروزه نیاز بیشتری به ساماندهی و‏سامان یابی دارند، زیرا بسیار پیچیده تر از فضاهای شهری در یک قرن پیش هستند. امروزه ‏جوامع شهری و شرایط حیات انسانی نیز بسیار پیچیده تر شده اند. تعریف برنامه ریزی و برنامه ریزی طرح های شهری به عنوان بخشی از مقوله کلی تر برنامه ریزی فضایی، ایجاب می کند که در فصل بعدی به جنبه های مهم مبانی نظری برنامه ریزی شهرسازی پرداخته می شود .
فصل سوم
برنامه ریزی طرح جامع از بعد نظری

در پایین درج شده است

    1. مقدمه

‏ هر علمی برای استقرار و بقا و کمال خود نیاز به مبانی پایه نظری دارد. برنامه ریزی طرح های شهری هم مبتنی بر پایه های نظری است و برای اشراف به این دانش و ارزیابی آن و همینطور اعمال اصلاحات لازم و کافی باید با این پایه ها نیز آشنا شد. در اینجا و در دنباله مباحث ‏مطرح شده در فصل پیشین، هرچند آشنایی با مبانی نظری برنامه ریزی طرح های شهری در این ‏فرصت کم قابل احصاء به شکل کامل نیست، اما تا جایی که به موضوع این پژوهش مربوط ‏می شود، می توان مباحثی در این باره را، در مورد خاص مبانی نظری شهرسازی، یا همان برنامه ریزی طرح های شهری، مطرح نمود.

    1. ساختار تصمیم گیری

‏برای ورود به بحث برنامه ریزی طرح های شهری (شهرسازی) در هر سطح و مقیاسی ، بهتر است از ‏پایه های نظری یا تئوریک این دانش، شروع کنیم. ولی ابتدا به این بحث می پردازیم که اصولآ تئوری برنامه ریزی چیست ؟ موضوع تئوری برنامه ریزی، فرایند رویه برنامه ریزی است ‏که مفاد آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و تبیین می گردد و درباره روش هایی برای ‏بهبود ‏این فرایند و عملیات بحث می کند. در تئوری های برنامه ریزی تلاش می شود ‏تا به این ‏پرسش پاسخ داده شود، که برنامه ریزی چگونه اداره و مدیریت شده و سازمان می یابد تا ‏بهترین نتیجه به دست آید. در نمودار زیر سازمان فوق به شکل ساده نشان داده شده است:
 
‏با اینکه برنامه ریزی طرح های شهری به عنوان یک دانش جدید ب شهری به پیش از جنگ دوم جهانی باز میکردد؛ ولی بحث درباره هسته برنامه ریزی یعنی فرایند برنامه ریزی طرح های شهری و منطقه ای موضوعی است که تا سال های 1960 میلادی ناشناخته ماند، زیرا، تا آن زمان، موضوع شهرسازی مترادف بود با تولید برنامه ها یا طرح های فیزیکی. یعنی سعی می شد با پیشنهاد
‏مجموعه ای از مداخلات و تغییرات فیزیکی و کالبدی، محیطی آرمانی برای زیست انسان فراهم آید.
‏اولین کسانی که مسئله فرایند را از فراورد (محصول) برنامه ها و طرح های شهرسازی، ‏به طور جدی جدا ساختند، استادان و حرفه مندان شهرسازی نبودند، بلکه کسانی بودند که ‏در رشته های برنامه ریزی صنعتی و برنامه ریزی برای بنگاه های بازرگانی ، در دانشگاه های ‏مدیریت بازرگانی ، در آمریکا و در زمینه علوم تصمیم سازی و تصمیم گیری تحقیق می کردند. ‏این جریان، یعنی برنامه ریزی و مدیریت صنعتی و بازرگانی، بعد از سال ها نظام برنامه ریزی ‏شهری را نیز متاثر ساخت. تحت تاثیر این تحول فکری و تئوریک، در برنامه ریزی شهری، ‏تاکید از فرآورد یا معمول به فرآ یند تغییر کرد‌. این دوره ‏جدید در نظام برنامه ریزی ‏شهری، عصر برنامه ریزی سیستمی و یا دوره تسلط تئوری های رویه ای یا فرایندی نام‏گرفته است. در این دیدگاه شهر و نظامات انسانی؛ همانند سیستم های درهم تنیده ای ‏هستند که در آن نتیجه تصمیمات و اقدامات از طریق سیستم های پایش یا کنترل پی گیری می شود .
‏این شیوه اندیشه، در عمل، تاثیر عمیقی بر نحوه تفکر برنامه ریزی و طرح ریزی شهری و ‏نیز در روش تهیه و تولید برنامه ها و طرح های شهرسازی داشته است. این نگرش همچنین سبب شد تا شیوه قدیمی شهرسازی به عنوان تولید برنامه توسعه فیزیکی و کالبدی ثابت برای آینده، کنار گذاشته شود. گونه جدید برنامه ریزی در جستجوی کاربرد روش‏علمی در سیاست گذاری و تصمیم گیری به منظور حل مشکلات و نیل به اهداف اجتماعی و ‏زیست محیطی است. در نهایت، تلاش برای به کارگیری روش علمی در شهرسازی در ساخت ‏تئوری های رویه ای موثر افتاد. بدین ترتیب، باید گفت هدف اصلی در این تئوری ها، ‏جهت گیری کلی بسوی اعتلای عقلانیت در انجام عمل شهرسازی است که در آن بیشتر بر ساختارها و روش های تصمیم گیری تاکید شده و بیشتر در پی اعتلای نظام تصمیم گیری ‏عقلانی، منطقی، و د‏ر عین حال واقع گرایانه است تا برنامه ها و طرح های ثابت و قطعیت گرایانه صلب و غیرقابل انعطاف.
‏ با وجود این، دهه 80-1970 شاهد انتقادات مستمری بر تسلط تئوری برنامه ریزی ‏رویه ای یا دیدگاه سیستمی است، در عین حال شاهد ظهور شماری از مواضع تئوریک رقیب در برنامه ریزی طرح های شهری هستیم که برخی نویسندگان آن را دوره تکثرگرایی تئوریکی ‏نامیده اند (سعید نیا ١٣٨٢،ص. ٨۵ ‏).

    1. آغاز تحولات در نظام تصمیم گیری و برنامه ریزی طرح جامع

‏ در چنین شرایطی است که مفاهیم، آموزه ها و روایت های جدیدی جانشین مبانی نظری و ‏دعاوی عصر مدرنیسم در شهرسازی شده که اساس برنامه ریزی و مدیریت شهری را زیر و رو ‏کرده است و در آن گروهی از متخصصان و نخبگان، با ارائه پیشنهادات صلب و قطعی شرایط تغییر محیط به سوی یک محیط آرمانی را فراهم می نمودند. تجربیات در کشورها و ‏شهرهای مختلف جهان نشان دادند که این طرز تفکر در مورد محیط زیست و مقدرات آن ‏کاملآ تخیلی، غیر عملی و حتی مخرب است (مهدیزاده ١٣٨٢،ص.4٩‏؛ براتی و دیگران ١٣٨٨ ‏). همین تجربیات، در نهایت، موجب ایجاد تغییرات و تحولات ‏گسترده در نظام فکری، و دیدگاه های برنامه ریزی طرح های شهری بطور کلی، شد (دانشپور 1382).
‏عمده ترین این تحولات بنیادین، که انقلابی در شهرسازی و برنامه ریزی طرح های شهری محسوب
‏می شوند، از این قرارند:
الف- عرصه شناخت شناسی: رواج و گسترش پارادایم های پدیدارشناسی، هرمنوثیک، ‏خودارتباطی، نسبیت گرایی، نوپراگماتیسم و جز اینها.
ب- در عرصه اقتصاد وتوسعه : رواج و گسترش پارادایم های توسعه پایدار، زیست بوم گرایی، کیفیت زندگی، شاخص های اجتماعی، اقتصاد زیست محیطی و نظایر آنها.
پ- در عرصه سیاست و جامعه: رواج و گسترش تاکید بر جامعه مدنی، کثرت گرایی، ‏عرصه عمومی، توجه به اجتماعات محلی یا محلات شهری، مشارکت عمومی در حوزه اداره ‏و توسعه مجموعه های زیستی انسانی، و امثال آنها.