پایان نامه ارشد

مقالات : بررسی انواع برنامه ریزی طرح های جامع شهری- قسمت 25

‏ این رویکرد کمک می کند که وظایف طرح های جامع و تفصیلی به صورت هماهنگ و انعطاف پذیر تعریف گردد و مشکلات ناشی از تداخل و خلا میان این دو به حداقل کاهش ‏یابد. در زمان حاضر طرح های جامع بیش از حد وارد جزئیات می شوند و طرح های تفصیلی ‏فاقد ویژگی های اجرایی کافی اند. بنابراین، در صورت پذیرفتن برنامه ریزی توسعه به روش ‏راهبرد‏ی، اولا: هر شهر براساس شرایط خاص خود ‏به برنامه ها و طرح های متفاوت و ‏مستقلی دست پیدا خواهد کرد و ثانیا؛ در تدوین شرح خدمات برنامه ها و طرح های توسعه ‏شهری، در این روش، می بایست برای هر کدام از انواع برنامه ها و طرح های شهری، شرح ‏خدمات جداگانه ولی هماهنگ و مرتبطی با برنامه ها و طرح های دیگر تهیه شود، این امر، از ‏یک سو، به حفظ انسجام منطقی و پیوستگی میان برنامه ها و طرح های مختلف کمک می کند و از سوی دیگر، به حفظ پویایی و انطباق پذیری طرح ها و برنامه های مختلف یاری می رساند
‏8-3-3- امکانات اجرایی و تحقق پدیری طرح های توسعه شهری به روش راهبردی در ایران
‏ ابتدا باید توجه کرد که اصولآ قوانین و تشکیلات شهرسازی کشور به تدریج و تحت ‏شرایط مختلف شکل گرفته و فاقد نظام هماهنگ و جامع است. از جمله، مسئولیت تهیه و ‏اجرای طرح های آمایش ملی و منطقه ای و انواع طرح های توسعه و عمران شهری و روستایی ‏به عهده نهادهای مختلف واگذار شده است. با وجود این، در قوانین و مقررات موجود کشور ‏برخی راهکارهای مفید در جهت اجرایی کردن برنامه ها و طرح های توسعه شهری و تحقق پذیری آنها پیش بینی شده است که در عمل بنا به علل مختلف کمتر مورد توجه قرار ‏گرفته و در مواردی به دست فراموشی سپرده شده اند. در صورتی که از طریق بازنگری در ‏این مقررات و تکمیل آنها به صورت قانون جامع شهرسازی کشور می توان بسیاری از ‏مسائل و مشکلات موجود بر سر راه اجرای برنامه ها و طرح های توسعه همه جانبه شهری را ‏از میان برداشت. از جمله می توان به مقررات مربوط به سلسله مراتب اختیارات شورای عالی ‏شهرسازی و معماری، شورای برنامه ریزی و توسعه استان، اختیارات شهرداری ها و شوراهای اسلامی شهر، مصوبات قانونی برنامه سوم در زمینه عمران شهری و مقررات مربوط به ‏استفاده. از اضافه ارزش زمین در جهت توسعه و عمران شهر (سعید ‏نیا ، 1382) اشاره کرد.
‏ شرط اساسی دیگر برای تحقق پذیری برنامه ها و طرح های توسعه شهری به روش ‏استراتژیک یا راهبردی در ایران، ضرورت استقرار و عملکرد موثر نظام یکپارچه مدیریت ‏شهری در سطح محلی است. منظور نظامی است که بتواند با اتکا بر وحدت و هماهنگی ‏هدفمند بین عناصر و دست اندرکاران مختلف حیات شهری در بخش های دولتی، خصوصی و ‏عمومی، بستر لازم را برای تحقق طرح ها و برنامه های توسعه همه جانبه شهری در قالب مدیریت شهری یکپارچه و راهبردی فراهم آورد. زیرا در حالتی که افراد و گروه های ‏تاثیرگذار در امور اداره و توسعه همه جانبه شهر بصورت متفرق و پراکنده عمل میکنند؛ ‏حتی اگر آنان بصورت مستقل بهترین عملکرد ‏را داشته باشند، بعلت همین ناهماهنگی با، ‏در مواردی، تقابل بین آنها، مسلما آنچه مد نظر جامعه است در نهایت حاصل نخواهد شد.

در پایین درج شده است

    1. موانع استفاده از برنامه طرح توسعه راهبردی شهری در ایران

مهم ترین موانع و تنگناهای موجود در کاربرد الگوی‏ برنامه ریزی راهبردی یا استراتژیک در کشورمان ایران را بدین شکل معرفی و خلاصه نمود:
الف- ناپایداری زیرساخت های اقتصادی- اجتماعی شهری:
در طول نیم قرن اخیر، تمام ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران، تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل‏درون زا و برون زا، به شدت در معرض تغییرات سریع قرار گرفته است. در زمان حاضر ‏دگرگونی وسیعی در کل ساختار جمعیت کشور همراه با تحرک وسیع اجتماعی و فضایی مشاهده می شود که سراسر کشور و تمام کانون های فعالیتی و سکونتی آن را دچار توسعه، ‏بازسازی و نوسازی کرده است. این وضعیت ناپایدار و در حال گذار با چنان تغییرات سریع و ‏پیش بینی ناپذیری در عرصه حرکات جمعیت، شیوه سکونت و فعالیت، و تغییر مقررات و ‏تشکیلات مدیریتی همراه بوده است که هرگونه آینده نگری، برنامه ریزی هدایت و نظارت در امر توسعه و عمران شهری را با انبوهی از مجهولات ،تعارضات ، احتمالات و اتفاقات ناسازگار ‏مواجه می سازد. از جمله می توان به رشد و جابه جایی سریع جمعیت، کمبود و گرانی زمین ‏و مسکن، رشد اسکان و سکونتگاه های غیرمتعارف، آلودگی محیط زیست، رشد سریع ‏نیازهای خدماتی و رفاهی اشاره کرد که در زمان حاضر امکانات کافی (قانونی، مالی، فرهنگی و اجرایی) برای ساماندهی و پاسخگویی به آنها وجود ندارد.
ب – ناهماهنگی در نظام برنامه ریزی و مدیریت توسعه و عمران شهری :
‏ آن گونه که کم و کیف این قوانین و تشکیلات ناظر بر آنها نشان می دهد، وظایف مربوط ‏به توسعه و عمران شهری و منطقه ای، در اختیار نهادها و سازمان های مختلفی قرار دارد که اغلب تابع وظایف بخشی هستند و هماهنگی لازم میان آنها وجود ندارد و بسیاری موارد با تعارض و اختلاف روبه رو می شوند.
پ- مشکلات حقوق مالکیت و مقررات کاربری زمین:
نارسایی، کمبود و ناهماهنگی در ‏قوانین و مقررات مربوط به حقوق مالکیت و نحوه نظارت بر اراضی شهری، به ویژه اشکال ‏مختلف مالکیت و انواع متولیان مختلف، یکی از عوامل اساسی در ناکامی طرح های جامع تفصیلی و عدم تحقق کاربری ها و سرانه های پیشنهادی آنها به شمار می آ ید. در طرح های ‏توسعه شهری ایران، به تبع پیروی از الگوی منسوخ برنامه ریزی جامع، محتوای برنامه کاربری زمین معمولآ به تهیه نقشه کاربری زمین ، جدول سرانه های کاربری و ضوابط ‏منطقه بندی محدود می گردد و کمتر به ابعاد اقتصادی، محیطی، حقوقی، روانشناختی و ‏اجتماعی استفاده از زمین و فضا توجه می شود. این در حالی است که تحقق توسعه پایدار ‏شهری در درجه اولی به وجود قوانین محکم در زمینه استفاده بهینه از اراضی شهری در ‏جهت منافع عمومی و نظارت بر اقتصاد ‏زمین و ساختمان نیاز دارد ‏.
ت- ضعف بنیادهای مدیریت شهری و برنامه ریزی محلی:
یکی از اصول برنامه های راهبردی، ‏افزایش اختیارات برنامه ریزی محلی و پاسخگویی به نیازها و ارزش های محلی است. در زمان ‏حاضر، اگرچه نقش شهرداری ها و شوراهای اسلامی شهر، به عنوان ارکان اصلی مدیریت ‏شهری، در عرصه توسعه و عمران محلی فعال تر شده است، ولی به دلیل فقدان تجربه کافی ‏و وجود سوابق ریشه دار مدیریت متمرکز دولتی، هنوز جایگاه مدیریت شهری در برنامه ریزی ‏محلی به صورتی نهادینه و قانونمند در نیامده است.
ث- ضعف بنیادهای مدیریت شهری و برنامه ریزی محلی:
برنامه ریزی راهبردی اصولآ بر فرایند مشارکت میان تمام عوامل موثر در حیات شهر (بخش دولتی،بخش عمومی، بخش ‏خصوصی، تشکل های حرفه ای، و تشکل های مردمی) استوار است. در شرایط کنونی ایران ‏انگیزه ها و اقدامات مربوط به مشارکت جویی و مشارکت پذیری پدیده ای نو محسوب می شود ‏گه هنوز فاقد مقررات تشکیلات و فرهنگ لازم است0 در زوال کنونی نقش بخش خصوصی ‏و نحوه مشارکت آن در طرح های توسعه و عمران شهری به درستی تعریف و مشخص نشده ‏است و به همین دلیل در اغلب موارد اقدامات آن در تعارض با اقدامات بخش عمومی قرار ‏می گیرد. همچین شکل های حرفه ای چون انجمن مهندسان مشاور معمار و شهرساز فغط ‏موظف به تهیه طرح ها در چارچوب قراردادهای همسان اند و نقش چندان موثری در ‏تصمیم سازی، مدیریت اجرایی، پیگیری و نظارت بر عهده دارند. تشکل های مردمی و‏سازمان های غیردولتی نیز هنوز دوران جنینی خود را می گذرانند و در زمان حاضر ‏نمی توانند نقشی فعال در فرایند توسعه و عمران شهری ایفا کنند.

    1. الگویی ایده آل برای تغییر وتحول در نظام برنامه ریزی شهری در ایران

‏ باتوجه به مجموع مباحث قبلی در خصوص الگوی مطلوب توسعه شهر، مولفه های زیرجزو شرایط لازم برای شکل گیری برنامه های توسعه شهری به روش راهبردی به شمارمی آ یند:

  • نظام مدیریت مقتدر محلی (حکومت محلی)؛
  • ‏ وجود سیاست های مصوب درطرح های بالادست و اهداف روشن برای سطوح شهری؛
  • ‏ وجود نظام اطلاعاتی مدون و بهنگام با جزثیات قابل استناد وتائید شده از سوی مراجع رسمی
  • ‏. وجو د ‏نظام آمایش سرزمین و تدوین استراتژی های توسعه شهری(خصوصا درزمینه استقرار جمعیت و فعالیت)
  • ‏وجود نیروهای متخصص و کارآزموده درسطوح تصمیم سازی ، تصمیم گیری و اجرای برنامه ها و طرح ها توسعه شهری
  • ‏- پذیرش اصل شهروندمداری و دخالت مردم در تصمیم گیری واجرای برنامه ها و طرح ها؛
  • شناسایی وکنترل نیروهای غیررسمی و پنهان موثر درتوسعه نامتوازن شهری (همانند نیروهای موثر بر ساخت وساز شهری)