پایان نامه ارشد

مقالات : بررسی رابطه کارکردهای مدیریت زنجیره تامین، مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی- قسمت 15

  • الاین و همكاران (2010) مقالهای با عنوان “بهبود عملكرد سازمانی و عملكرد نوآورانه از طریق مدیریت عملکرد زنجیرۀ تأمین در شركتهای مالزی” انجام داده است . در این تحقیق کارکردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین که ابعاد آن شامل مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، تسهیم اطلاعات، فناوری اطلاعات، ارتباط با مشتری، آموزش و عملیات درونی میباشد، به عنوان متغیر مستقل مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین عملکرد سازمانی و عملکرد نوآورانه نیز به عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتهاند. در ادامه سعی شده است تا ارتباطات میان کارکردهای مدریت زنجیرۀ تأمین با دو متغیر عملکرد سازمانی و عملکرد نوآورانه سنجیده شود. نتایج نشان میدهند کارکردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین (رو به بالا و رو به پایین) ارتباط مثبت و معناداری با عملکرد سازمانی و عملکرد نوآورانه دارند. همچنین بهبود نوآوری از طریق عملکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین منجر به بهبود فعالیت های سازمانی میگردد.
  • كاركردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین
    عملکرد سازمانی
    عملکرد نوآورانه
    شکل (2-5): مدل مطالعاتی الاین و همکاران (2010)

    1. لنی كوه و دمیربگ (2007) مقالهای با عنوان “اثر کارکردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین در SME ها” انجام داده است. هدف از این مقاله تعیین ابعاد برجسته کارکردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین و آزمون چهارچوب تهیه شده در رابطه با ارتباط کارکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین، عملکرد عملیاتی و عملکرد سازمانی مرتبط با مدیریت زنجیرهْ تأمین با تأکید بر شرکتهای کوچک و متوسط در ترکیه میباشد. با بهره گرفتن از تحلیل عاملی اکتشافی، کارکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین به دو دسته برونسپاری و چند تأمینکنندهای و همکاری استراتژیک و عملکردهای ناب دستهبندی شدند. نتایج نشان داد هر دو گروه تأثیر مثبت و معناداری بر روی عملکرد عملیاتی دارد. در مقابل، ارتباط مستقیم هر دو گروه بر روی فعالیت های مرتبط با زنجیرۀ تأمین رد شد. علاوه بر این با توجه به اثبات معناداری ارتباط دو ساختار عملکردی (عملیاتی و سازمانی مرتبط با مدیریت زنجیرهْ تأمین)، ارتباط غیر مستقیم و معنادار هر دو گروه کارکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین بر عملکرد سازمانی مرتبط با مدیریت زنجیرهْ تأمین از طریق عملکرد عملیاتی به اثبات رسید.

    كاركردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین
    عملکرد سازمانی مرتبط با SCM
    عملکرد عملیاتی
    شکل (2-6): مدل مطالعاتی لنی کوه و دمیربگ (2007)

    1. لی و همکاران (2006)مقاله ای با عنوان “تأثیر کارکردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین بر مزیت رقابتی و عملكرد سازمانی” انجام داده است. در این تحقیق کارکردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین که ابعاد آن شامل مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، تسهیم اطلاعات، كیفیت تسهیم اطلاعات، ارتباط با مشتری و تعویق میباشد، به عنوان متغیر مستقل مورد مطالعه قرار گرفته است. مزیت رقابتی شامل قیمت، هزینه، کیفیت، اطمینان در تحویل، نوآوری تولید و زمان بازار بوده و عملكرد سازمانی شامل دو شاخص مالی و بازار میباشند. اطلاعات از 196 شرکت جمعآوری شده و با بهره گرفتن از معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان میدهند که سطوح بالاتر کارکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین افزایش مزیتهای رقابتی و همچنین بهبود عملکرد سازمانی را به دنبال دارند. علاوه بر این مزیتهای رقابتی اثر مثبت و معناداری بر کارکردهای سازمانی دارند.

    كاركردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین
    عملکرد سازمانی
    مزیت رقابتی
    شکل (2-4): مدل مطالعاتی لی و همکاران (2006)

      1. جمع بندی:

    سرعت بالای تغییرات و عدم قطغیت در بازارها سبب شده است تا شناخت سازمانها از زنجیره های تأمینی که در آنها عضویت دارند و نقشی که در آن بازی میکنند از اهمیت فوق العادهای برخوردار شود. شرکتهایی که بدانند چگونه زنجیره های تأمین قوی ساخته و در آنها مشارکت کنند، مزیت رقابتی مهمی در بازارشان در اختیار خواهند داشت. زنجیره های تأمین، کلیه شرکتها و فعالیتهای مورد نیاز کسب و کار جهت طراحی، تحویل و استفاده از یک محصول یا خدمت را شامل میشوند. هر کسب و کاری برای بقاء و پیشرفت به زنجیره های تأمین خود وابسته بوده و در هر کدام از آنها زنجیره ها نقشی را ایفا میکند. گسترش بازارها و محصولات، رقابتها را از سطح مابین شرکتها به سطح مابین زنجیره های تأمین کشانده و تمرکز بر بهبود عملکرد این زنجیره ها، تنها مسیر دستیابی به مزایای رقابتی در بازار جهانی کسب و کار امروزه است.
    نظر به مباحث مطرح شده در این فصل پس از مرور ادبیات نظری مربوط مدیریت زنجیرۀ تأمین، مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور مطرح و در انتها مدل مطالعاتی پژوهش ارائه گردید.
    كاركردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین به عنوان مجموعهای از فعالیتهای متعهد شده به وسیله سازمان برای 1) ارتقای اثربخش مدیریت زنجیره تأمین به عنوان رویكرد بكار گرفته شده در یكپارچكی؛ 2) مدیریت و هماهنگی زنجیره، تقاضا و ارتباطات در جهت جلب رضایت مشتری به طور اثربخش به عنوان تكنولوژی و فعالیتهای محسوس كه نقش وابستهای در همكاری شركت مركزی با تأمینكنندگان یا مشتریان خود دارد؛ و 3) به عنوان رویكردی برای درگیری تأمینكنندگان در تصمیمگیری، تسهیم و جستجوی راه های جدید برای یكپارچگی فعالیتهای بالا دست تعریف میشوند (والمحمدی، 2013). ضمن مطالعه ادبیات موضوع چنین مشاهده شد كه عملكردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین با توجه به نظر محقین مختلف شامل ابعاد مختلفی میباشد. الاین و همکارانش (2010) این ابعاد را شامل: مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، تسهیم اطلاعات، فناوری اطلاعات، ارتباط با مشتری، آموزش و عملیات درونی میدانند. لنیكوه و دمیربگ (2007) نیز این عملكردها را به دو دسته برونسپاری و چندتأمینکنندهای و همکاری استراتژیک و عملکردهای ناب دستهبندی نمودهاند. تسهیم اطلاعات و روابط بلندمدت با تأمینکنندگان نیز از عملكردهایی میباشند كه توسط میگوئل و بریتو (2011) عنوان شدهاند. طبقهبندی دیگری كه توسط لی و همکاران (2006) ارائه شده است نیز شامل: مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، تسهیم اطلاعات، كیفیت تسهیم اطلاعات، ارتباط با مشتری و تعویق میباشند.
    با مرور، بررسی و یکپارچهسازی ادبیات اشاره شده، 5 بعد مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، سطوح تسهیم اطلاعات، تعویق، ارتباط با مشتری و کیفیت تسهیم اطلاعات به عنوان متغیرهای فرعی فعالیت ها و کارکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین انتخاب شدهاند. جهت بررسی اینكه آیا كاركردهای زنجیرهْ تأمین بر مزیت رقابتی اثرگذار میباشند یا خیر، این پروژه جنبههای فنی و جنبههای مدیریتی كه متمم یكدیگر میباشند را بكار میگیرد. از اینرو از ابزارهای سنجش لی و همکاران (2006) در ارتباط با مزیت رقابتی كه آن را شامل قیمت، هزینه، کیفیت، اطمینان در تحویل، نوآوری تولید و زمان بازار میداند، استفاده میكند. با بهره گرفتن از مطالبی که تاکنون عنوان شد، میتوان مدل مطالعاتی پژوهش را که با مدل مفهومی تفاوتی ندارد، به صورت زیر نشان داد:
    کارکردهای مدیریت زنجیره تامین

    در پایین درج شده است

    1. مشارکت استراتژیک با تإمین کننده
    2. ارتباط با مشتری
    3. سطوح تسهیم اطلاعات
    4. کیفیت تسهیم اطلاعات
    5. تعویق

    عملكرد سازمانی
    مزیت رقابتی