پایان نامه ارشد

فایل دانشگاهی : بررسی انواع برنامه ریزی طرح های جامع شهری- قسمت 29

    1. فقر شهری
  • یكی از آسیب های جدی ناشی از گسترش فرایند شهرنشینی، فقر و محرومیت است. بر طبق برآوردهای برنامه توسعه سازمان ملل متحد، در زمان حاضر، بیش از نیمی از فقرای جهان در مناطق شهری زندگی می كنند و بنا بر برآوردهای موجود از یک میلیارد نفر افراد فقیر، بیش از هفتصد و پنجاه میلیون نفر در نقاط شهری سكونت دارند. بنا بر آمارهای موجود، تا سال 2000 در حدود 90 درصد خانواده های فقیر آمریكای لاتین، 40 درصد آفریقا و 45 درصد آسیا در مناطق شهری مستقر بوده اند (گزارش دفتر توسعه سازمان ملل،2000). اعداد و ارقام فوق بر مبنای خطوط فقر مطلق محاسبه شده اند كه مبنای آن درآمد كمتر از یک دلار در روز است. با فرض خط فقر دو دلار در روز 8/2 میلیارد نفر یا تقریباً ، 46 درصد جمعیت جهان زیر خط فقر زندگی می كنند بنا بر همین گزارش 4/2 میلیارد نفر از مردم جهان فاقد بهداشت اولیه اند، نزدیک به یک میلیارد نفر آب آلوده و بیماری زا می نوشند، 850 میلیون نفر از جمعیت جهان بیسوادند، 325 میلیون نفر از بچه ها مدرسه نمی روند و سالانه 11 میلیون نفر از اطفال بر اثر بیمار یهای قابل پیشگیری جان می بازند. (هال و میجلی، 1388،ص.105).
    در خصوص تعریف فقر و ابعاد آن و با مرور دیدگاه های موجود در این زمینه می توان دو رویكرد كلان را مد نظر قرار داد. تعریف اول صرفاً بر مبنای معرف های اقتصادی است و میزان درآمد یا مصرف افراد را به عنوان شاخص كلیدی تعریف فقر مد نظر قرار می دهد. البته در كنار آن و به تدریج شاخص های اجتماعی دیگری مانند امید به زندگی، میزان مرگ و میر نوزادان، تغذیه افراد و نسبتی از درآمد خانوار كه صرف موضوعاتی مانند خورد و خوراك و تحصیلات می شود نیز به این شاخص افزوده شدند. این در حالی است كه دسته دوم تعریف ها عمدتاً به ره یافت سبك زندگی باور دارد و شامل شاخص هایی مانند محرومیت غیر مادی و تمییز اجتماعی نیز می شود. این دسته از تعاریف ارزش هایی مانند استقلال، امنیت، عزت نفس، هویت، آزادی انتخاب و حقوق سیاسی و قانونی را نیز به مؤلفه های تعریف كننده فقر افزوده اند. به تدریج با گسترش و تحول این مؤلفه ها مفهوم توسعه اجتماعی شكل می گیرد.
    مطالعات دسته اول كه از آنها تحت عنوان مطالعات كمی یاد می كنیم، همان گونه كه عنوان شد، فقر را در برابر فقدان درآمد كافی می دانند. این دسته از تعاریف، این ایده را نمایان می سازند كه انسان ها برای تأمین حدأقل غذا، آب، سرپناه و پوشاك به حدأقلی از درآمد نیاز دارند و با محاسبه این حدأقل درآمد، یک شاخص معین در این زمینه حاصل می شود. این مطالعات به دلیل آن كه توانایی ارائه یک شاخص استاندارد را دارند امروزه نیز كاربرد وسیع دارند و به وسیله بررسی هایی كه فقر را بر حسب زندگی، نگرشها و رفتارها تعریف می كنند تكمیل شده اند.
    رویكرد دوم فقر را به عنوان سبكی از زندگی در نظر می گیرد كه درون یک منطقه به شدت محروم در جریان است و فقرا آنهایی هستند كه سبك زندگی شان آمیخته با جرم، اعتیاد به مواد مخدر، گریز از خانه و مدرسه و بی قانونی آمیخته است. در این تعریف فقر نه بر حسب حدأقل شرایط لازم برای بقا بلكه بر حسب معیارهایی مانند چشمداشت های اجتماعی و استانداردهای زندگی كه اكثر مردم از آن برخوردارند تعریف می شود . به تدریج شاخص های دیگری مانند كیفیت زندگی نیز به این مقوله افزوده شد؛ امری كه باعث شد نگاه های بیشتری به این موضوع جلب شود و فقر به گونه ای تعریف شود كه دیگر صرفاً از جنبه درآمدی نتوان بدان پرداخت. امروزه به گونه ای روزافزون، فقر را هم مادی و هم غیر مادی در نظر می گیرند و فاكتورهایی مانند مشاركت، فرصت ابراز وجود، آزادی از استثمار اقتصادی و دیگر ابعاد یک زندگی سالم نیز به معیار تشخیص فقر افزوده شده است (هال و میجلی،1388،ص.89).
    گروهی دیگر با تمركز بر فقر شهری و با مقایسه مؤلفه های فقر در شهر و روستا سعی كرده اند تا در این خصوص به یک تعریف دست یابند. بر همین مبنا بل ( 2000 ) به مطالعه فقر شهری می پردازد و سه ویژگی مهم آن را مورد اشاره قرار می دهد. از نظر بل سیستم های معیشتی فقرای شهری، آسیب پذیری آنها به لحاظ مشاغل و دسترسی به خدمات و مخاطرات زیست محیطی پیش روی این افراد مهم ترین معرف های فقر شهری هستند كه از نظر او كاملاً متفاوت از سیستم های معیشتی نواحی روستایی است. بر اساس این تعریف، بازارهای كار شهری و موقعیت فقرا در درون آنها را می توان مهم ترین عامل فقر در نواحی شهری دانست (آمیس، 1995). بر این اساس، فقیرترین افراد غالباً در میان بیكاران و كارگران موقت و به ویژه شاغلان اقتصاد غیر رسمی یافت می شوند (هال و میجلی، 1388،ص.197). فقرای شهری همچنین هزینه بیشتری بابت كالاها و خدمات مورد نیاز خود می پردازند و اغلب نسبت به تغییرات وضعیت بازار و افزایش قیمت ها آسیب پذیرتر هستند. این افراد به دلیل این كه در واقع در یک اقتصاد كاملاً پولی به سر می برند، در معرض كاهش دستمزدهای واقعی نیز قرار دارند. عملكرد بازار زمین، مشخصه بارز نواحی شهری است كه به نحوی نامطلوب بر زندگی افراد فقیر كه دور از زمینهای گرانقیمت ازدحام كرده و به اجبار در مكان های پیرامونی و حاشیه ای سكنی گزیده اند، تأثیر می گذارد. عدم اطمینان نسبت به چگونگی و مدت اجاره ها به همراه وضع بی ثبات و ناامن زندگی كه سبب وقوع جرم و فقدان امنیت عمومی می شود، باعث می شود تا در نهایت جرم و خشونت به مؤلفه های تعیین كننده تری در فقر شهری بدل شوند (بل، 2000 ؛ راكدی،2002 ). از دیگر سو، اوضاع نامساعد زندگی از قبیل شلوغی وحشتناك ، آب آلوده ، فقدان یا ن
    ارسایی بهداشتی ، كمبود خدمات و تهدید دائمی سیلها ، زمین لرزه ها و یا آلودگی صنعتی، همگی دلالت بر این دارد كه فقرای شهری به طور جدی در معرض مخاطرات بهداشتی و زیست محیطی قرار دارند (هال و میجلی، 1388،ص.198).
    گزارش سال 2008 بانك جهانی، فقر شهری را یک پدیده چند بعدی تعریف می كند كه محرومیت از بسیاری از مایحتاج زندگی را شامل شده و مشخصه های آن درآمد اندك و در مجموع سرمایه مالی، اجتماعی و انسانی كم می باشد. از این منظر، فقرای شهری افرادی هستند كه در مجموع فاقد این سرمایه ها هستند و بانك جهانی فقر شهری را در غالب فقر درآمدی، فقر بهداشتی، فقر آموزشی، ناامنی در محل سكونت و ناتوانمند سازی تعریف می كند كه شامل ابعاد زیر است:
    تكیه بر اقتصاد پولی : فقرایی كه در شهرها زندگی می كنند با هزینه های بالای زندگی كه شامل هزینه های سكونت، حمل و نقل و غذاست رو به رو می شوند. اثر تركیبی محرومیت و اقتصاد پولی باعث می شود كه جمعیت فقرا به شكل حدأكثری در معرض آسیب های ناشی از تغییر درآمد قرار بگیرند.

    1. زندگی در مكان های پرجمعیت: زندگی در فضاها و محله های پر جمعیت با فضای ناكافی برای زندگی، كیفیت اندك محل زندگی و بی توجهی به معیارهای بهداشتی دیگر ویژگی فقرای شهری است.
    2. مخاطرات زیست محیطی: زندگی در فضاهایی كه در معرض گازهای سمی و خطرناك است و یا میزان بالایی از این گازها در آن نقاط متراكم است افراد فقیر را در شرایطی قرار می دهد كه دائماً در معرض این آلودگی ها قرار گیرند.
    3. جدایی یا طرد اجتماعی : فقرای شهری از شبكه حمایت اجتماعی برخوردار نیستند و به گونه ای جدا از فضای اجتماعی زندگی می كنند. فقدان مكانیسم های حمایت اجتماعی و زندگی جدای از شبكه اجتماعی محلی باعث افزایش احساس ناامنی و مخاطرات دیگربرای فقرای شهری می شود.
    4. زندگی در فضاهای پر از جرم و خشونت: عمدتاً به دلیل همبستگی اندك اجتماعات و محله های فقیرنشین و ازدحام و تراكم جمعیت، این محله ها نرخ بالایی از جرم وخشونت را تجربه می كنند.
    5. زندگی در مكان های آسیب پذیر در برابر بلایای طبیعی: فقرای شهری عمدتاً در محله هایی ساكن هستند كه در برابر بلایای طبیعی بسیار آسیب پذیر هستند و بیشترین ضرر و زیان از این قبیل رخدادها را این قشر تجربه می كند.
    6. ریسك بالای انتشار بیماری های واگیردار: شرایط زندگی فقرای شهری (زندگی پرجمعیت، آلوده و غیر بهداشتی) به گونه ای است كه امكان انتشار بیماریهای واگیردار را افزایش می دهد.
    7. خطر تخریب محله و تبعید: به دلیل شرایط و ویژگی های زاغه هایی كه این افراد درآنها سكونت دارند و غیر رسمی بودن محل سكونتشان، خطر تخریب محله و بی خانمانی به شكل همیشگی این افراد را تهدید می كند.

    به ابعاد فوق مواردی مانند: ننگ اجتماعی ناشی از سكونت در این محله ها، تحرك اجتماعی اندك فقرای شهری و هزینه های بالاتری كه گاهاً این افراد برای خدمات شهری می پردازند نیز افزوده شده است. بر اساس این تعریف چند بعدی از مفهوم فقر ضروری است تا پروژه هایی كه چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی برای مبارزه با فقر تدارك دیده می شوند به این ابعاد درهم تنیده فقر شهری توجه كنند و استراتژی این پروژه ها متناسب با این پدیده چند بعدی باشد (گزارش بانك جهانی، 2008)
    بر اساس آنچه گفته شد شاید بتوان پیامدها و ابعاد فقر شهری را در دو حوزه به شكل دقیق تری ترسیم كرد. اول زاغه نشینی و شكل گیری حاشیه های شهری كه در اینجا تحت عنوان آسیب های كالبدی شهری از آنها یاد می شود و دوم شكل گیری گروه های آسیب پذیر در نتیجه فرایند شهری شدن و به تعبیر دیگر شكل گیری گروه های عمده فقرای شهری كه در ادامه به هر كدام از این حوزه ها به شكل مبسوط تری پرداخته می شود.

      1. گروه های آسیب پذیر شهری

    فقر شهری بعد قابل توجه دیگری نیز در بردارد كه به خصوص توجه به این بعد می تواند در امر سیاست گذاری مؤثر و مفید واقع شود. فرایند شهرگرایی به تدریج باعث می شود تا گروه های خاصی بیشتر در معرض فقر قرار گیرند و معضلات خاصی را متحمل شوند. این گروه ها و اقشار آسیب پذیر به تدریج خود زمینه ساز بروز و ظهور آسیب های
    اجتماعی دیگری می شوند كه كلیت شهر را متأثر می سازند. در مجموع، مهم ترین گروه های آسیب پذیر شهری را می توان به شكل ذیل طبقه بندی كرد:

    1. زنان سرپرست خانوار
    2. كودكان كار و خیابان
    3. جوانان فراری
    4. افراد بی خانمان و كارتن خواب ها
    5. متكدیان